گرچه اين دلبستگي هاي زميني خوب نيست
اتفاق است و مي افتد ، دل كه سنگ و چوب نيست
با چنين شوق تماشاي من و زيبايي ات
صبر ممكن هم اگر باشد ، دگر مطلوب نيست
كفر عشق آميز شيطان ، عبرت آموزم شده ست
گرچه در چشم شما جز بنده اي مغضوب نيست
از شب يلداي انكار و مصيبت خسته ام
من مسيحا نيستم ، دل حضرت ايوب نيست
نيست مولانا ، جهان از شمس تبريزي پر است
تشنه جاني كو ؟ كه اين جا قحطي محبوب نيست
يا مجازي يا حقيقي ... كاش عاشق مي شدم
گرچه اين دلبستگي هاي زميني خوب نيست