تبليغاتX
در تناسخ کلمات


جمعه بیست و یکم دی 1386


سه شبانه روز با مرگ ...

روزهايي كه كتاب" درد جاودانگي" اثر جاودانه اونامونو را مي خواندم ، چندان با مفهوم "موقعيت هاي مرزي "  آشنا نبودم و نمي توانستم آن را خوب بفهمم . اونامونو معتقد است در زندگي هر انساني موقعيت ها و شرايطي پيش مي آيد كه روح برهنه مي شود و همه ي ماسك ها و نقاب ها كنار مي رود؛ به معني دقيق كلمه انسان به "شهادت و حضور در پيشگاه خود " مي رسد . تا اين كه در اين چند روز گذشته تجربه اي صميمي و بسيار نزديك از مرگ را خودم تجربه كردم دو بار حمله ي قلبي فلج كننده كه بعد از هر بار از شدت درد فقط آرزوي مرگ مي كردم و حالا بعد از سه شب بستري در بخش آي سي يو و گرفتن چندين بار الكترو كارديوگرافي و آنژيوگرافي (و اين يكي واقعا دردناك بود ) و ... كه باز به خانه برگشته ام دلم مي خواهد تجربه ي آن لحظه ها را يكبار ديگر در كلمات متجسد كنم.لحظه هایی که پر و بال فرشته ی مرگ به سر و صورتم می خورد ... اما باور كنيد هيچ كلمه اي براي  بيان اين برهنگي روحي و صميميت شگفتي كه با مرگ پيدا كرده بودم نمي توانم بيابم. تجربه ي بيمارستان آن هم در شرايط دست و پا زدن در برزخ مرگ و زندگي از جمله همان موقعيت هاي مرزي است كه آدمي را وامي دارد همه ناتواني هاي وجودي اش را در اشك هاي شرمساري پنهان كند.

 به راستي ما در كجاي جغرافياي اين روح عظيم ايستاده ايم ؟

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 11 PM | موضوع: پژوهش
• لينک ثابت  





دوشنبه هفدهم دی 1386


از من گذشت

 

الفاظ هست و... معني و مقصود مرده است

ساغر شكسته ، بانگ ني و عود مرده است

 

مي خواست روزگاري ، دريا شود ، ولي

در نيمه راه وسوسه ها ، رود، مرده است

 

می خواستم خلیل خیال خودم شوم

دیدم  بتي نمانده و نمرود مرده است

 

از طعنه هاي تلخ يهودا و خنده ها

رنجيده اي ؟ ستارۀ داوود مرده است !

 

يعني كه آفتاب يقين هاي مشرقي

دراين نگاه سرد و مه آلود مرده است

 

از من گذشت، دل به طپش هاي من مبند

عشقي كه خانه زاد دلم بود ، مرده است ...

 

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 7 AM | موضوع:
• لينک ثابت  





جمعه چهاردهم دی 1386


بودای مسافر

 

مرگي

 

درميانه نيست

 

چون قویی سپید

 

در آب هاي آرام جهان

 

پر مي شويي

 

و پنهان مي شوي

 

 

 

 

تا

 

 كي دوباره

 

گنجشكي شوي

 

برشاخسار انجيري

 

در باغ هاي تنهايي ...

 

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 8 AM | موضوع:
• لينک ثابت  





جمعه چهاردهم دی 1386


دلتنگی هشتم

 

 

ديگر

 

دلتنگ نور ماه

 

عطر بهار نارنج

 

و خواب هيچ سايه  يا سواري

 

نخواهم بود

 

 

 

تكيه داده ام

 

به تنهايي ام

 

چون صخره اي دشوار ....

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 8 AM | موضوع:
• لينک ثابت  





چهارشنبه دوازدهم دی 1386


قول قديم

 

 

ای درد ! رها كن دل ديوانه ي ما را

 

آشفته مكن حيرت بيگانه ي ما را

 

 

رنجي كه به گنجي برسد، قول قديم است

 

بيهوده چه مي كاوي ويرانه ي ما را ؟

 

 

اي كاش كلاغي رسد از راه ، كه اين نعش

 

بر هم نزند هندسه ي شانه ي ما را

 

 

آن شمع برافروخته  نذر دگران باد !

 

بيهوده مسوزان  پر  پروانه ي ما را

 

 

چندي ست به بن بست رسيديم،مگر عشق

 

روحی بدمد  کعبه و بتخانه ي ما را

 

 

در تشنگی ما شده گم هفت خط جام

 

اي مرگ ! بيا پر كن پيمانه ي ما را

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 4 PM | موضوع:
• لينک ثابت  





سه شنبه چهارم دی 1386


کجاست مصر عدم ؟

 

 

من از سكوت و سلام و اشاره دلتنگم

چو موج شعله به جان ،از كناره دلتنگم

 

به روشنان نگاه تو تشنه ام بسيار

از ازدحام شب و استعاره دلتنگم

 

كجاست مصر عدم ؟خواب ديده ام ،يوسف!

ز سجده ي مه و مهر و ستاره دلتنگم

 

گريست كولي رقصان ، چو خواند فالم را ؛

كه مي رسم به تو ، اما دوباره دلتنگم ...

 

و شعر ، كودك اندوه توست ، مي گريد

در اندرون من و ... پاره پاره دلتنگم

 

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 8 AM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





یکشنبه دوم دی 1386


اتفاق است و مي افتد

 

گرچه اين دلبستگي هاي زميني خوب نيست

 

اتفاق است و مي افتد ، دل كه سنگ و چوب نيست

 

 

با چنين شوق تماشاي من و  زيبايي ات

 

صبر ممكن هم اگر باشد ، دگر مطلوب نيست

 

 

كفر عشق آميز شيطان ، عبرت آموزم  شده ست

 

گرچه در چشم شما جز بنده اي مغضوب نيست

 

 

از شب يلداي انكار و مصيبت خسته ام

 

من مسيحا نيستم ، دل حضرت ايوب نيست

 

 

نيست مولانا ، جهان از شمس تبريزي پر است

 

تشنه جاني كو ؟ كه اين جا قحطي محبوب نيست

 

 

يا مجازي يا حقيقي ... كاش عاشق مي شدم

 

گرچه اين دلبستگي هاي زميني خوب نيست

 

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 10 PM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





درباره وبلاگ

سید عبدالحمید ضیایی
کتاب های منتشر شده : در غیاب خداوند ( تبار شناسی اندیشه های الحادی در فلسفه غرب)، جامعه شناسی تحریفات عاشورا(چاپ سوم) ، در تناسخ کلمات(مجموعه شعر، چاپ سوم) ، عاشقانه های یک یاغی ، تصحیح حماسه منظوم رامایانا
و ....


منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب


بايگاني
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی
فلسفه
شعر
پژوهش


پيوندها


آخرین نوشته ها
بدون این که بدانی ...
چه کردم با تو ...
مدتی این مثنوی ....
انتشار کتابی دیگر
لبخند
گرهی هم نگشود ...
پرسش
کفری به نام عشق
اگر این بار....
این روزها ...