مرگ پيش آورد با لبخند ، جام ديگري
گفت :من پركرده ام اين را به نامِ ديگري
خوشه اي هم از شراب خويش امشب مست باش
اي تهي ! اي جرعه نوش ازدحام ديگري !
شد قضا عمر تو ، در اين سير موهوم طلب
كو طوافی تازه در بيت الحرام ديگري ؟ ...
هر قیامم سجده ای شد ، هر رکوعم سجده ای
سجده ای خواهم که باز آرد قیام دیگری
تخته سنگي ، سال ها در سينه ام نشكفته ماند
مي تراشم صخره ها از شعر ـ دام ديگري ـ
●●
در فراسوي عدم مي ايستد ، دل مي برد
با تبسم ، با كرشمه ،... بي كلام ديگري
من غبار حسرت تقويم هاي مرده ام
كاش عشق از در درآيد با سلام ديگري