تبليغاتX
در تناسخ کلمات


شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387


از فردوسی تا سهروردی

 

 

 متن  کامل سخنرانی  در موسسه بین المللی گفتگوی تمدن ها    

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1617545 

 

 

به نام خداو ند جان و خرد

برای من فرصت مبارکی است دیدار دوستان و استادان ارجمندی که دورادور به آنان و آثارشان دلبستگی داشته ام . امروز از شوربختی خود و شوخ چشمی دوستان می دانم که از ناتوانی چون من خواسته شده است که در برابر تهمتنان وپهلوانان عرصه ی ادب فارسی و فرهنگ ایرانی - اسلامی ، لب به سخن بگشایم، آن هم درباره ي حکیم فرزانه فردوسی بزرگ و شاهکارش شاهنامه که به شهادت دشمن و دوست ،یکی از سه حماسه عظیم جهانی بشمار می رود . حکیم ابوالقاسم فردوسی فرزانه ای بود که در روزگاری غریب و زمانه ای عجیب که در آن ترکان غزنوی نومسلمان از شمال شرقی و اعرابِ مدعی مسلمانی از جنوب غربی در ایران به تشکیل حاکمیتی دوگانه و بیگانه اهتمام ورزیده بودند و در هجوم تهمت ها و افترا هایی از قبیل رافضی ، قرمطی و … یک تنه کار انتقال بخشی عظیم از فرهنگ و مدنیت ایران پیش از اسلام و حکمت وعرفان ایرانی و آریایی را به انجام رساند. علاوه بر این بدون اغراق باید گفت که زبان فارسی بخشی چشمگیر از حیات و بالندگی خود را مرهون و مدیون  رنج های سی ساله ی فرزانه ی توس است. چنان که استادان استحضار دارند روزی در خانه وزیر فرهنگ مصر ، از حسنین هیکل روزنامه نگار و اندیشمند برجسته مصری سوال شد که چرا کشور مصر با آن سابقه درخشان فرهنگ،تمدن و بویژه زبان رسمی ، حدود دو سده پس از حمله و سیطره ی تازیان ،زبان و بخشی از فرهنگ خود را به دست فراموشی سپرد ؟ جواب اندیشمند و روزنامه نگار مصری سخت شنیدنی است،وی پس از اندکی تامل گفت :شوربختانه ما مانند شما ایرانی ها ،کسی مثل فردوسی را نداشتیم و اگر چنین می بود به چنین روزی نیفتاده بودیم!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 4 PM | موضوع: فلسفه
• لينک ثابت  





پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387


یادهای ازل

 

به احترامِ تو

برمي خيزد

روح

از سكونِ كالبد

 

ابر

رازهايِ آسمان را

 در ميان مي نهد

با زمين

 

 بهارِ بازيگوش

از درختان بالا مي رود

و شاخسارِ برهنه

آبستنِ شكوفه مي شود

 وميوه ...

 

برمي خيزد

به احترامِ تو

روح

از سكونِ كالبد

 

و مي پيچد

 صداي سوتِ دريا

در سكوتِ گوش ماهي ها ...

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 11 PM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387


می تراشد با تبسم چوب دارت را

 

 خزان در شب فرو پيچيـد نعش نو بهارت را

و مدفون كرد درخودچشم هاي سوگوارت را

 

تو در طوفان تلخي از گز و سيمرغ گم كردي

شكوه آدمي  در پيكرِ اسفنديارت را

 

يهودا  بر ستيـغ جلجـتا  روي تو را  بوسيد

و هر شب مي تراشد (با تبسم) چوب دارت را !

 

شكوه شعلۀ آخر تماشايي ترين شعر است

بيا،بنشين وبگشا گيسوي شب زنده دارت را

 

مبادا نام خود را حك كني بر سنگ ها،زيبا !

كه خواهد شست باران قصه ي سنگ مزارت را……

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 9 PM | موضوع:
• لينک ثابت  





چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387


من مثل گيسوي تو ...

 

كابوسي از خاكستر و شيون، ريشه دوانيده ست در خوابم

تبعيديِ حيرانيِ خويشم ، پيغمبري بي هيچ اصحابم

 

زخمي جسور و كهنه چون خرچنگ ، روح مرا پيوسته مي كاود

در جستجوي چه ؟ نمي دانم ،  سنگي اسيرِ جبرِ پرتابم

 

من مثل گيسوي تو تاريكم ، من مثل گيسوي تو گريانم

در پرده هاي خون و شك ديري ست مي گردم و خود را نمي يابم

 

در جان من شوقي پلنگانه ست ، بر قله هاي زخم وبرف و باد

اي آرزوي غيرممكن ! ،  اي ...! ، من تشنۀ  آغوشِ مهتابم

 

مثل هميشه دير و دلگيرم ، تو مثل خوابي دور و بي تعبير

آغوش بگشا اي نمي دانم ! آغوش بگشا ! سخت بي تابم  ...

  

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 11 PM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





سه شنبه سوم اردیبهشت 1387


پیش از شمارش معکوس

 

داناترينِ ما

 

بي ترديد

 

آن است

 

كه مرده باشد

 

در تنهايي

 

پيش از شمارشِ معكوس.

 

 

كه ايم ما؟

 

تصويري

 

از تن  و

 

        ترانه  و

 

             ترديد

                  ....

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 10 AM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





دوشنبه دوم اردیبهشت 1387


خنده ملیح

 

چه سوژۀ بكر ی!

هر غروب

پرنده ای با  دو بالِ بریده

درِ گشودۀ قفس را

تماشا می كند

 

در گشودۀ ِ قفس را

وخندۀ ملیحِِ زخمی تازه

در زلالیِ روح اش ...

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 1 AM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





درباره وبلاگ

سید عبدالحمید ضیایی
کتاب های منتشر شده : در غیاب خداوند ( تبار شناسی اندیشه های الحادی در فلسفه غرب)، جامعه شناسی تحریفات عاشورا(چاپ سوم) ، در تناسخ کلمات(مجموعه شعر، چاپ سوم) ، عاشقانه های یک یاغی ، تصحیح حماسه منظوم رامایانا
و ....


منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب


بايگاني
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی
فلسفه
شعر
پژوهش


پيوندها


آخرین نوشته ها
بدون این که بدانی ...
چه کردم با تو ...
مدتی این مثنوی ....
انتشار کتابی دیگر
لبخند
گرهی هم نگشود ...
پرسش
کفری به نام عشق
اگر این بار....
این روزها ...