دیشب خواب غریبی دیده ام و می خواهم پیشاپیش فرا رسیدن سیزدهم رجب ،سالروز ولادت امیرالمومنین علی (ع) رابه طالبان حقیقت و دوستداران حکمت و فرزانگی و پارسایی شادباش بگویم …
یکی از غزل های قدیمی را این جا می گذارم و سخت دوست می دارم دعایی را که در بیت آخرش آورده ام
چه رقص گريه آوازي ست ، امشب باد و باران را !
مگر بر باد دادي باز گيسوي پريشان را ؟
چرا بلقيس عاشق ! كولي اندوهگين شب !
نمي رقصي نمي خواني غزل هاي سليمان را ؟
به گيسويت قسم ! ايمان اگر ايمان من باشد
بيامرزد خدا ، هفتاد پشت بت پرستان را !
مرا از اين طلسم كهنه ، مي دانم ، گريزي نيست
فريبي تازه كو اين زخمي سر در گريبان را ؟
بگو اين چندمين برف است بينِ بوسه هاي ما ؟
مرا آتش بزن ، بشكن سكوتِ اين زمستان را
نه ذوقِ گريه اي مانده ست و نه شوق تماشايي
كجا پنهان كنم اين آتش پيچيده دامان را ؟ ....
دريغا جرات ديوانگي در روح ما مرده ست
- به جاي ما - خدايا خلق كن يك شيخ صنعان را
این هم عکس من و ایلیا در قطب منار (دهلی نو )
