عشق است اين كه مي كشدم تا تو ،يا هوس؟
دلتنگم آن چنان ... كه مبادا نصيب كس !
دير آمدي، زمان تغزل گذشته است
تا گل كنم، چو ناله، سحرگاهي از جرس
دير آمدي و ... دوره ي پرهيز آمده ست
حتي پر است خواب من از قاضي و عسس
خيمه زده ست در دل من رخوت خزان
آه اي بهار گریه ، كه دوري ز دسترس !
مرگ است ؛ اين كه گام مرا مي برد به پيش
درد است؛ اين كه در دل من مي كشد نفس
هرچند، روزگار ، اسير جنون ماست
ما کیستیم ؟ حضرت هيچ ابن هيچ كس ...