این چندمین بار است که در گرمای تابسوز دهلی ، به سلام سعید سرمد آمده ام ؟ مثل همیشه این بار هم مزار سرمد ، جز سکوتی اندوهبار و آرامشی وهم انگیز ، زائری ندارد . شاید از مُردۀ سرمد هم می ترسند ! "تو در نماز عشق چه خوانده ای" مگر سرمد ؟ که حتی همین عوام هم ، ایمان های موروثی شان را محکم در دل می فشارند و از کنار مزار تو با تردید و احتیاط می گذرند ؟ و دانایان شهر هم از بیم قیل و قال عامه ، نام تو را به زبان نمی آورند و می هراسند که مبادا ، ذکری از تو، نام و نان آن ها را به خطر افکند ! چنان که از کنار سرهای بریده و جنازه های برادران ملعون و غریب تو ، از کنار حلاج و عین القضات و سهروردی و صدرالمتالهین و .. عبور کرده اند و سکه ای به کفارۀ تماشا ، بر استخوان های آنان پرتاب کرده اند.
شاید بپرسید که چرا این همه ، در این چند وقت به سعید سرمد پرداخته ام ؟ حکایت سرمد ، حکایت غمبار تاریخ اندیشه و فرهنگ من و توست و محدود و منحصر به قتل غریبانۀ او نمی شود . مخالفان سرمد و سرمدها نیز در روزگار ما کم نیستند ؛ کسانی که به جای دلایل قوی و معنوی ، به قول مولانا ، رگ های گردن را به حجت قوی کرده و پاداش اندیشه را با دشنام و دشنه می دهند ....و البته در بارۀ سعید و همتایان عارف و اندیشه ورز او که قرن ها همنشین لعن و تکفير و تنهايي می بوده اند، چه می توان گفت جز این رباعی دکتر شفیعی کدکنی :
گه ملحد و گه دهری و کافر باشد
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد !
چه می توانم کرد ؟ دردا که دست های من تهی ست و خرقه در گرو نان دارم ....
داراشکوه را دوسال قبل از سرمد،همان شاهان ،به فتوای همان مفتیان و به همان
اتهام ، اعدام کرده بودند! سرمد را
باشاهزاده داراشکوهقرابت غریبی رخ داده بود ، گویا که شیر و شکر
به هم در آمیخته باشند ! و البتهشوق و
اندوه داراشکوه در این میانه ، بسی بسیارتر از سرمد بود.بگذارید داراشکوه را از
نگاهی نزدیک تر تماشا کنیم :
بر خلاف راه و روش تاریخ نویسان که از حریم خصوصیفرد شروع می کنند و اول اجداد او را پیش چشم می
آورند و بعد اشاراتی هم به اندیشه ی او می کنند، می خواهم اول چیزهایی از سودا ها
و اندیشه های داراشکوهبنویسم . کتاب مجمع
البحرین داراشکوه را برمی دارم و بر این باورم که می شود مهم ترین خط فکری او را
در همین کتاب پی گرفت . مجمع البحرین را می شود عصاره و چکیده ی جان خروشانو پرشور داراشکوه دانست. چکیده تر سخنی که در
معرفی و توصیف این کتاب می توان گفت، این است که داراشکوهعمیقا بر این باور استکه حقيقت يكى است؛
سید عبدالحمید ضیایی کتاب های منتشر شده : در غیاب خداوند ( تبار شناسی اندیشه های الحادی در فلسفه غرب)، جامعه شناسی تحریفات عاشورا(چاپ سوم) ، در تناسخ کلمات(مجموعه شعر، چاپ سوم) ، عاشقانه های یک یاغی ، تصحیح حماسه منظوم رامایانا و ....