پیشکش به دوستانی که سال هاست فراموششان کرده ام
رفتن، رسیدن است و من و تو خودِ مسیر ؟
باور مکن ؛ اگر چه فریبی ست دلپذیر
من سال هاست می روم، اما نمی رسم
من سال هاست ؛ خسته و دلتنگ و ناگزیر
از هرچه اسم و رسم و مفاعیل و فعل و حرف
از هر چه آدمی و پری ، نام یا ضمیر
آه ای بهار واقعه ! دستم به دامن ا ت !
من شاخه ای عقیم ام ، دست مرا مگیر
دیگر نیا به خواب غزل هایم ، ای جنون !
ای تو چقدر دور ! دریغا ! چقدر دیر ....
عمرت دراز ای شب اندوهگین ! ولی
مُرده ست آن قلندرِ یک لاقبای پیر ...