یک روز در میان
می آیم و ایمیل هایم را چک می کنم
امروز هم
از دوستان مُرده ام نامه ای نرسیده است
به نیت فراموشی
اندکی قهوه می نوشم
در فنجانی
که شاید چند سطر قبل
از دستم افتاده و
هزار تکه شده باشد
باز هم - بی تردید -
کسی دیگر را
بی خبر
از دست داده ام.
یک روز درمیان
می آیم و جز سکوت
در صندوق نامه هایم چیزی نمی یابم
جز سکوت و
بارش برفی دلگیر...