بهار هم فقط بلد است
زخم هایت را تازه کند
و جامه هایت را
باران فقط بلد است
دل ات را بشکند
و شاخه هایت را
و هیچ جا خبری نیست
نه در تو
نه بیرون تو
نه در دیگری ...
بیا به خانه ی من
بی چراغ و
دریچه
سازی فقط برای من بیاور
تا بنوازم
تنهایی غریب آدمیان را ...