تبليغاتX
در تناسخ کلمات


سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388


اگر این بار....

 

راستش را بخواهید این روزها  با این اوضاع، هیچ دست و دلم ، پی نوشتن نمی رود. این غزل را هم، بی هیچ دلیل و آرزویی اینجا می گذارم ...

 

تو بودا نيستي ، گنجشككِ تكرار برف  و شب !

و مي بارد هميشه بر دل ات ، آوارِ برف و شب

 

به غير از زوزۀ گرگي گرسنه ، پا به زا و پير

نمي آيد صدايي ديگر ، اي بيمارِ برف و شب!

 

نه اینجا  ردپايِ هیچ دیّاری به جا مانده ست

نه حتي هيچ ... ، ديگر با چنين رفتارِ برف و شب

 

هميشه گم شدي در برف و شب ، همواره مي گويي :

اگر يك بار ديگر باز ... ، اگر اين بار، برف و شب ...

 

هزاران شعله هم از عشق ، گيرم در دلت باشد

نخواهد شد رها ، روحِ تو از پندارِ برف و شب

 

بهاري نيست ، ابرِ گريه باري نيست... کاش ، اي كاش

ملاقاتي دگر با مرگ ، در بازار برف و شب ....

 

نوشته شده توسط عبدالحمید ضیایی در 11 PM | موضوع: شعر
• لينک ثابت  





درباره وبلاگ

سید عبدالحمید ضیایی
کتاب های منتشر شده : در غیاب خداوند ( تبار شناسی اندیشه های الحادی در فلسفه غرب)، جامعه شناسی تحریفات عاشورا(چاپ سوم) ، در تناسخ کلمات(مجموعه شعر، چاپ سوم) ، عاشقانه های یک یاغی ، تصحیح حماسه منظوم رامایانا
و ....


منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب


بايگاني
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی
فلسفه
شعر
پژوهش


پيوندها


آخرین نوشته ها
چه کردم با تو ...
مدتی این مثنوی ....
انتشار کتابی دیگر
لبخند
گرهی هم نگشود ...
پرسش
کفری به نام عشق
اگر این بار....
این روزها ...
سرمد و داراشکوه ( تلاش برای وحدت ادیان )